در کنار شعر سعدی، نثر سعدی در گلستان، یکی از قلههای بلند نثر فارسی به شمار میرود؛ نثری موزون، دلنشین، پرمغز و آموزنده. گلستان سعدی، شاهکاریست که مرز میان نثر و شعر را محو میکند. او با زبانی ساده اما فاخر، داستانهایی از زندگی، اخلاق، سیاست و حکمت بیان میکند که هنوز پس از گذشت قرنها، تازگی و روشنی خود را از دست ندادهاند. نثر او نه فقط برای لذت بردن، بلکه برای آموختن و اندیشیدن است.
«تو نیکی میکن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز» این فقط یک بیت نیست؛ بخشی از فرهنگیست که سعدی در کلام خود جاری کرده و به نسلها سپرده است.
نثر فارسی، با وجود تمام زیباییهای شعر، همیشه ستون خیمهی تفکر و نوشتار ایرانی بوده است. نثر سعدی، یکی از الگوهای کمنظیر این سنت است؛ نثری که نهتنها دلنشین است، بلکه عمیق، دقیق و انسانیست. او با زبان دل با مردم حرف میزند، اما در عین حال زبان عقل را هم فراموش نمیکند.
این روز، هم بزرگداشت سعدیست و هم گرامیداشت نثر فارسی؛ و چه کسی شایستهتر از سعدی برای نمایندگی این دو؟ او که هم شاعر بود، هم نثرنویس؛ هم حکیم بود، هم مردمدار؛ هم اهل بیان، هم اهل دل.
در روز بزرگداشت سعدی و نثر فارسی، شایسته است بار دیگر به ارزشهای زبان مادریمان بیندیشیم؛ زبانی که در پرتو نثر فاخر، نهتنها اندیشه را انتقال میدهد، بلکه فرهنگی را زنده نگاه میدارد و پلی میان دیروز و امروز ما میسازد.
ارسال نظر